از خبر جنگ تا سفره‌های خالی؛ چرخه مرگبارِ گرانی و کم ارزش شدن پول ملی 

از خبر جنگ تا سفره‌های خالی؛ چرخه مرگبارِ گرانی و کم ارزش شدن پول ملی

بقلم: حاتم حاتمی ممکان

در دنیای امروز، اخبار فراتر از تیترهای تلویزیونی و صفحات شبکه‌ های اجتماعی است، اخبار مستقیما در جیب مردم و قیمت‌ های بازار جریان دارد. وقتی صحبت از تنش‌ های نظامی و احتمال مجدد تنش و درگیری در منطقه به میان می‌ آید، تنها سیاستمداران نیستند که نگران می‌ شوند، بلکه نگاه مردم بلافاصله به سمت بازار ارز و طلا می‌ رود. اما چرا یک خبر از ایجاد مجدد تنش ، باعث می‌ شود ارزش پول ملی ما در برابر دلار سقوط کند و در نهایت قیمت هر چیزی در مغازه‌ ها بالا برود؟

بنیادِ نوسانات بازار ارز، بر پایه عدم قطعیت و ترس است. وقتی اخبار جنگ شدت می‌ گیرد، سرمایه‌ دارها و حتی مردم عادی احساس می‌ کنند که دارایی‌ های ریالی‌ آنها در برابر بحران‌ های احتمالی، امنیت کافی ندارد. در نتیجه، همگی به دنبال تبدیل پول خود به ارز یا طلا هستند تا از کاهش ارزش آن در برابر شوک‌ های جنگی در امان بمانند. این هجومِ ناگهانی برای خرید ارز، تقاضا را به شدت بالا می‌ برد و از آنجایی که عرضه ارز محدود است، قیمت‌ ها به شکلی غیرمنطقی جهش پیدا می کند. این همان نقطه‌ ای است که ارزش پول ملی ما در برابر ارزهای خارجی به شدت آسیب می‌ بیند.

با بالا رفتن نرخ ار، ما با یک چالش بزرگ در بازار کالا روبرو هستیم: مرز باریک میان قیمت واقعی و گران‌ فروشیِ فرصت‌ طلبانه. طبق اصول اقتصادی، وقتی هزینه واردات یا مواد اولیه بالا می‌ رود، قیمت کالا هم باید بالا برود اما در واقعیتِ بازار ما، یک اتفاق بدتر هم می‌ افتد.

برخی از مغازه‌ داران و واسطه‌ ها، با سوء استفاده از جوِ روانیِ ناشی از اخبار جنگ و نوسانات دلار، حتی پیش از آنکه هزینه‌ هایشان بالا برود، قیمت‌ ها را به بهانه احتمالِ گرانیِ بیشتر در آینده، بالا می‌ نرند. و بنابراین ما نه تنها با تورمِ ناشی از ارز روبرو هستیم، بلکه با تورمِ فرصت‌طلبانه نیز دست‌ و پنجه نرم می‌کنیم. در واقع بخشی از این گرانی، نه از جیب تولید کننده، بلکه از جیبِ مشتری نهایی و با هدف سود کوتاه‌ مدت واسطه‌ ها تأمین می‌ شود.

در نهایت، نتیجه این چرخه، یک فشار مضاعف بر خانواده‌ و دهک های کم درآمد است. از یک سو، ارزش پول ملی کم می‌ شود و از سوی دیگر عرضه کالا در بازار گاهی به دلیل بی‌ ثباتی، با احتیاط بیشتری انجام می‌ شود تا قیمت‌ ها باز هم بالا برود. این یعنی مردم برای خرید کالاهای ضروری، باید مبالغ بسیار بیشتری را بپردازند، در حالی که قدرت خریدشان به شدت در حال فروکش کردن است.

در حالی که اخبار جنگ و تنش‌ های منطقه‌ ای بر اقتصاد جهانی اثرگذار است، اما آنچه در داخل کشور بیش از همه آسیب می‌ زند، نوسانات هیجانی بازار و نبودِ نظارت دقیق بر رفتارِ واسطه‌ هاست. تا زمانی که بازار از حالت واکنش‌ های هیجانی خارج نشود و قیمت‌ ها بر اساسِ واقعیت تولید تعیین نشود، هر خبرِ منفی، می‌ تواند به قیمت خالی شدن سفره‌ های مردم تمام شود.

 


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *